|
|
|||||
|
|
بخش اول>>>>>>> بخش دوم(جدید) صورتهای فلکی
عزيزان سلام تا حالا شده وقتي به آسمون شب پر ستاره نگاه مي كنيد، شكلهاي مربع و مستعطيل و مثلث و خيلي شكلهاي ديگه تو ذهنتون نقاشي كرده باشيد. نمي دانم چه جوابي خواهيد داد. ولي من بارها و بارها وقتي به اندازه شما بودم و قتي به ستاره ها نگاه مي كردم در ذهنم اين شكلها را تصور مي كردم و به دنبال اين علاقه اي كه داشتم با انجمن نجوم دوستان آسموني آشنا شدم و مطالب زيادي خواندم و تازه اون موقع بود كه متوجه شدم اين ستاره هاي قشنگ تو آسمون هر كدومشون يك اسم دارند و با دنياي ستاره ها و صورت هاي فلكي آسمون آشنا شدم. حالا هم اگه شما مثل من و دوستان آسموني ام هستيد و علاقه داريد با آسمون شب آشنا بشويد، در اين قسمت براي شما خوبان از صورت هاي فلكي و داستانها و افسانه هاي قديميشون خواهيم گفت و شما را با ناگفته هاي آسمون آشنا مي كنيم. اگر در شبی صاف و بدون ماه و خارج از شهرهای بزرگ بسیار نورانی با هوای کثیف و آلوده به آسمان بالای سرتون نگاه کنید می تونید بیش از 2000 ستاره را بدون هیچ وسیله کمکی و با چشم غیر مسلح در آسمان مشاهده کنید و شیفته نقشها و شکلهای کم و بیش در خور توجه و چشمگیر آن شوید که به این شکلها صورتهای فلکی می گویند که پیشینیان ما هزاران سال پیش می دیدند و در تصورات و پندارهای خود قهرمانان، خداوندها و جانوران مورد احترامشان را به آسمان منتقل می کردند و به این ترتیب صورتهای فلکی را خلق می کردند. در این قسمت می خواهم صورتهای فلکی یا گروه ستارگان و افسانه های مربوط به آنها را برایتان بگویم.این داستانها و افسانه ها به گونه های بسیار متفاوتی روایت شدند. در آسمان چه می بینیم؟ اگر در شبی صاف به آسمان نگاه کنیم، فکر می کنید چه چیزهایی خواهیم دید؟ هزاران نقطه روشن بر زمینه ای تاریک. خُب، بیاید اول چنین وانمود کنیم که دربارة آسمان و ستارگان به جز آنچه که با چشم می بینیم، چیزی نمی دونیم. اول وقت به آسونی خواهیم فهمید که در آغاز، انسان ها درباره این نقطه های روشن چه فکری می کردند. دوستای خوبم، فرض کنید در جایی باشیم که ساختمانها ، درختان، یاکوهها راه نگاهمون رو نگیرند و بتونیم همه آسمان را ببینیم مثلاً در پهنه اقیانوس برفراز عرشه یک کشتی، خب، دراین موقع آسمان به نظر ما همینطوری خواهد اومد که به نظر انسانهای نخستین می اومد. طی هزاران سال، در آسمان آنچنان تغییری که فقط با نگاه کردن بتوان دریافت، صورت نگرفته. در اقیانوس، گرداگرد کشتی خود، آنچه خواهیم دید آب خواهد بود و آسمان درست مثل اینکه در اتاقی تنها باشیم. شکل این اتاق بسیار ساده به نظر می آید. کف آن را سطح اقیانوس تشکیل می دهد، کفی که کاملاً هموار و گرد است. ما خودمون را درست در وسط این اتاق خواهیم دید، اتاقی با سقفی گنبدی شکل، چنانکه گویی آسمان نیمه توپی توخالی است، یا کاسه بزرگی که وارونه، روی میز قرار دارد. رویه این میز همون زمین است. هر گاه دور تا دور خودمون رو نگاه کنیم، دایره ای می بینیم که مرز زمین و آسمان را تشکیل میدهد. این دایره را افق می نامند. اگر در هر سوی خود، فضای بالای افق را نگاه کنیم ، در گنبد آسمان، ستاره ها را مثل چراغهایی خواهیم دید. ستاره های کم نور در شبهایی که ماه می درخشد، از نظر ناپدید می شوند و در شبهای تاریک نواری از روشنایی شیری رنگ در بخشی از پهنه آسمان گسترده می شود. و به هنگام روز تنها نوری که در آسمان می بینیم پرتو خیره کننده خورشید است.
همه اون چیزهایی که تا الان گفتیم تصویری است از جهان به صورتی که در چشم انسانهای نخستین جلوه می کرد و آنها آن را باور داشتند. آنها عقیده داشتند که زمین هموار است، چراکه زمین همواره به نظر می آمد. همچنین عقیده داشتند که افق کناره زمین است، زیرا که هرگز آن سوی افق را نمی توان دید. و باورشان بر این بود که آسمان سقف گنبدی شکل دنیاست. به نظر برخی از انسانهای نخستین، ستاره ها چراغهایی بودند آویخته از آسمان ، درست مانند چراغ برقی که از سقف خانه آویزان است. و به عقیده برخی دیگر، برفراز آسمان بهشت بود و ستارگان روزنه هایی بودند که روشنایی بهشت از آنها بیرون می تراوید. این بود نخستین پندار انسان درباره «جهان»( کلمه که شامل تمام موجودات می شود). امروز می دانیم که این باورهای نخستین حقیقت ندارند، اما مسلم است که بر پایه آنچه انسان می دید، بنا شده بودند. اگر کسی نبودکه ما را از آموخته های گذشته انسان با خبر سازد، ما نیز شناسایی جهان ار با همان دید آغاز می کردیم. اسطوره ها درباره آسمان چه می گویند؟ فرشته های آسمونی : انسانهای قدیم به تعریفی که از چگونگی ستارگان به دست آورده بودند، خرسند نبودند و می خواستند «چرایی» وجود آنها را نیز تشریح کنند.
کوششهایی که دراین راه کردند به آفرینش اسطوره هایی درباره خدایان و پهلوانان انجامید. در میان مردمان سرزمینهای گوناگون، در زمانهای مختلف، اسطوره های بسیاری درباره آسمان رواج گرفته بود. سعی اسطوره ها بر این بود که شرح دهند مثلاً چرا خورشید طلوع و غروب می کند؟ و چر ا شب به شب، ماه را به شکلهای مختلف می بینیم. شرحی که اسطوره ها درباره رویدادهای آسمانی به ما می دهند ارزشی ندارد، و ما امروزه اسطوره ها را فقط برای این می خوانیم که پاره ای از آنها داستان های زیبایی هستند که درباره طبیعت انسان، حقیقتهای ژرفی را بازگو می کنند. صورتهای فلکی وقتی ستاره ها را نگاه کنید، نخستین چیزی که نظرتان را جلب می کند این است که برخی از آنها از برخی دیگر روشنترند. سپس متوجه می شوید که پاره ای از ستاره های روشنتر طرحهایی تشکیل میدهند که به خاطر سپردن آنها آسان است. این طرحها را صورتهای فلکی می نامند. یونانیان باستان به این صورتها نامهایی دادند و درباره شان اسطوره هایی ساختند و با نامگذاری آنها نقشه ای برای آسمان فراهم آوردند. نقشه صورتهای فلکی نیز نشان می دهد که ستاره قطبی یا ستاره شمال در دب اصغر یا خرس کوچک قرار دارد. البته انتظار نداشته باشید که این صورتهای فلکی را به شکل موجوداتی ببینید که نامشان روی صورتها نهاده شده است. انسان همینکه مجموعه ای از ستاره ها را به نام صورتهای فلکی باز شناخت، به کشف بزرگی دست یافت: ( گردش ستاره ها).
گرچه یک صورت فلکی را در زمانهای مختلف، و جاهای گوناگون آسمان می توان بازیافت، اما در هر حال، هرگز تغییر شکل نمی دهد، یعنی ستاره های یک صورت فلکی همه باهم حرکت می کنند. به اعتقاد انسانهای قدیم، آسمان گردش می کرد و ستاره ها نیز که بر روی آن قرار داشتند بهمراه آن حرکت می کردند. اما در واقع، نمی شد گفت که تمام ستاره ها چنین وضعی دارند. به مرور زمان که انسانها با دقت بیشتر به آسمان نگاه کردند، دریافتند که برخی از ستاره ها در صورت فلکی واحدی باقی نمی مانند بلکه در زمانهای مختلف،در صورتهای فلکی گوناگونی ظاهر می شوند. این ستاره ها ار سیاره می خواندند.
دوستان خوبم سلام: در این قمست می خواهم درباره اسطوره صورتهای فلکی برایتان بگویم. اولین صورت فلکی که انتخاب کرده ام صورت فلکی گاو و يا همان ثور است.
صورت فلکی ثور تمام این افسانه ها را به خاطر انسان می آورد، صورتی که سر V شکل آن در پاییز و زمستان به راحتی قابل تشخیص است. ستاره اصلی قرمز رنگ این صورت فلکی « الد بران» است. این ستاره از ما خیلی دور دست (70 سال نوری) و 130 بار نورانی تر از خورشید است. ستارگانی که شکل V را در صورت فلکی ثور می سازند،«هفت اختران» نیز گفته می شوند. درباره صورت فلکی سرطان (خرچنگ) چه می دانیم؟
جَدی (بُز) یا بز ماهی؟
عجیب تر از آنها بز ماهی است، که قبلاً در بابل قدیم نقش مهمی را بازی می کرد. یونانیان باستان بر این باور بودند که « پان» خدای جنگل در نبردی که خدایان علیه غولهای افسانه ای در پیش گرفتند، برای آنکه بتواند از چنگ دشمنان فرار کند، خود را به رودخانه ای انداخت. او می خواست مانند شماری از دیگر خدایان خود را به شکل ماهی در آورد. چون او دیر به داخل آب پرید، تنها نیمه پایینی تنة او تبدیل به دم ماهی شد و سر شاخدارش به شکل بز در آمد. به این ترتیب موجود عجیب و خیالی بز ماهی خلق شد، که بعد زئوس خداي خدایان او را به آسمان انتقال داد. صورت فکلی بزماهی را امروزه جدی می خوانند . برای این اسم نیزی افسانه ای وجود دارد. می گویند زمانی که زئوس نبرد بر سر قدرت را با پدرش کرونوس آغاز کرد، آیجیپان، پسر خدای جنگل به شکل یک بزکوهی در کنار او قرار گرفت و از او حمایت کرد. زئوس خدای خدایان پیروزمند برای قدر دانی از کمک آیجیپان بعدآ او را به یک صورت فلکی تبدیل کرد. سهیلا نادعلی پور
|
||||